روزهای زیباکنار فرشته های نازم.....
سلام به فرشته های کوچولوم الهی مامانی فدای شما فرشته های ناز بشه،که هرروزکه میگذره شیرین ترمیشید.
محمدیاسین جوونم وقتی شیرین زبونی می کنی بغلت میکنم ،میبوسمت ومیچلونمت ،توهم بهم میگی:ابه بلم کن دیه (اهه ولم کن دیگه)
محمدیاسینم ،مه یاس جوون خیلی دوستت داره هرجاکه میری دنبالت مییاددیروزرفتی بیرون مه یاسم اومدپشت دروایستاد وشروع کرددرزدن وگریه کردن که بیاد پیش تو پسرگلم
البته توهم خیلی مه یاس ودوست داری مییای پیشش میشینی میگی :عروسک من، آبجیه من وقتی هم گریه میکنه مییای میگی جانم چیه گلم ،سریع بالش برمی داری میذاری روپات تابخوابونیش،الهی من فدای جفتتون بشم
بعضی وقتهاهم شیرین زبونی هات حرص درمییاره ،بهت میگم یاسین این کارونکن میگی خب بکنم مگه چیه
مثلا"
بهت میگم یاسین سروصدانکن مه یاس بیدارمیشه
میگی:خب بیبار شه(بیداربشه)
یاسین به این دست نزن خراب میشه
میگی خب الاب بشه(خراب بشه)
مه یاس جوونی شهر بازی
مه یاس جوون محمدیاسین امامزاده یحیی سمنان 

چندروزپیش دایی محسن بازندایی وفاطمه جوون اومدند خونمون ماهم شب رفتیم شهربازی هلیا وملیناهم بامااومدن کلی خوش گذشت (ازسمت راست ملیناجوون محمدیاسین،هلیا وفاطمه جوونی)






مه یاس جوونی درحال شیطونی کردن
مه یاس جوونی داری ماکارونی میخوری،غذاهای خودت مثل حریره بادام ،سوپ ،سرلاک ...دوست نداری
ولی وقتی سفره پهن میشه وسط سفره نشستی مدام چنگ توبشقاب غذامیندازی بابایی اسمت وگذاشته مه یاس سفره ای
اینجامی خوای گوجه بخوری
محمدیاسین جوون واشکان جوون پسرعمه زینت امامزاده شهرمون (پسرموسی بن جعفر(ع))
اینجاهم داری ماکارونی میخوری ،مثل توبرنامه کودکها ماکارونی رشته ای میخوری


محمدیاسین ومه یاس جوونی درحال شستن ماشین بابایی
اینم یکی ازشیطنتهای محمدیاسین جوون نفس مامان





روزهای زیباکنار فرشته های نازم..... 

















